تبليغاتX
جملات زیبا

جملات زیبا

جملات زیبا

جمله 199

اگر به تخم مرغی از بیرون ضربه وارد شود می شکند و حیات در آن تمام می شود- اگر از داخل ضربه خورد زندگی آغاز می شود - نیروی زندگی از درون می جوشد
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/03ساعت 1:25 AM  توسط امید  | 

جمله 198

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه کردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
__________________
جهان رابنگر جهان را در رخوت معصومانه ی خواب اش که از خویش چه بیگانه است

+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/24ساعت 1:54 PM  توسط امید  | 

داستان کوتاه خیلی جالب

معلم زن اسپانیایی داشت به شاگرداش توضیح میداد که اسامی در زبان اسپانیایی برخلاف انگلیسی مذکر و مونث هستند برای مثال اسب مونث هستش و مداد مذکر . یک دانش آموز پرسید “جنسیت کامپیوتر چیه” معلم بجای جواب دادن کلاس را به دو دسته تقسیم کرد: آقایان و خانمها و از آنها خواست خودشان تصمیم بگیرند که آیا کامپیوتر مذکر است یا مونث.
از هر گروه خواسته شد ۴ دلیل برای توصیه شان بیاورند
گروه آقایان تصمیم گرفتند که جنسیت کامپیوتر قطعا باید مونث باشه چون
۱- هیچ کس غیر از سازندگانشان از منطق داخلیشان سر در نمی آورد
۲-زبان فطریشان برای هیچ کس غیر از خودشان قابل درک نیست
۳-حتی کوچکترین اشتباه در حافظه طولانی مدتشان باقی می ماند تا زمانی آن را به یاد بیاورند (به رخ بکشند)؛ و
۴-به محض اینکه به یکی از اونها تعهدی پیدا کردی، میفهمی که نصف حقوقت رو باید خرج لوازم جانبیش کنی.

گروه خانمها به این نتیجه رسیدند که کامپیوتر باید مذکر باشد چون:
۱-اگه بخواهی بهشون بگی کاری رو انجام بدن، اول باید روشنشون کنی
۲-اونها اطلاعات زیادی دارند اما هنوز خودشون نمی تونن فکر کنن
۳-از اونها انتظار حل مشکلات می ره، اما نصف اوقات خودشون مشکلن؛ و
۴-به محض اینکه نسبت به یکیشون تعهدی پیدا می کنی، می فهمی اگه یکمی دیگه صبر کرده بودی، یک مدل بهتری میتونستی داشته باشی.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 10:59 PM  توسط امید  | 

جمله197

برای یک انسان زرنگ 7  امروز وحود دارد و برای یک تنبل 7 فردا .
+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/19ساعت 0:49 AM  توسط امید  | 

جمله196

شخصی می گفت من شانزده سال دارم
یزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بکویی شانزده سال را دیگر ندارم
+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/19ساعت 0:36 AM  توسط امید  | 

جمله195

اگه اولش به فکر آخرش نباشی , آخرش به فکر اولش میفتی
+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/19ساعت 0:35 AM  توسط امید  | 

جمله 194

نسبت بال زنبور به بدن او بسیار کم است 
با توجه به قوانین آیرودینامیک پرواز ممکن نیست 
اما زنبور این را نمیداند و پرواز می کند 
+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/19ساعت 0:34 AM  توسط امید  | 

جمله 193

رای طولانی زیستن، لازم نیست به روزهای زندگی ات اضافه کنی،
تلاشت این باشد که "زندگی" را به روزهایت اضافه کنی ...

+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/19ساعت 0:32 AM  توسط امید  | 

جمله 192

منتظر بمان،اما معطل نشو. تامل كن، اما توقف مكن، قاطع باش،اما گستاخ مباش. بگو آري، اما نگو حتما.بگو نه، اما نگو ابدا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/02ساعت 2:2 AM  توسط امید  | 

چند شعر كوتاه از رسول يونان

آدم ها... آدم ها می گذرند آدم ها از چشم هایم می گذرند و سایه ی یکایکشان بر اعماق قلبم می افتد مگر می شود از این همه آدم یکی تو نباشی لابد من نمی شناسمت وگرنه بعضی از این چشم ها این گونه که می درخشند می توانند چشم های تو باشند... ........................................ ----در تاریکی... در اتاق تاریک وقتی سیگارم را روشن می کردم به شعله کبریت خیره ماندم و این شعر در ذهنم شکل گرفت تاریکی را نمی شود به آتش کشید باید تاریکی را روشن کرد. -------------------- -000000000000 بارانی... بارانی مورب در نیمروزی آفتابی هیچ اتفاقی نیافتاده است تنها تو رفته ای اما من قسم می خورم که این باران بارانی معمولی نیست حتما جایی دور دریایی را به باد داده اند -0100000000000000 يكي از شعرهاي معروف كتاب «روز بخير محبوب من» در ادامه مي‌آيد: تو نيستي اما من برايت چاي مي‌ريزم ديروز هم نبودي كه برايت بليت سينما گرفتم دوست داري بخند دوست داري گريه كن و يا دوست داري مثل آينه مبهوت باش مبهوت من و دنياي كوچكم ديگر چه فرق مي‌كند باشي يا نباشي من با تو زندگي مي‌كنم. ............... ------------------0 0000000000000000
+ نوشته شده در  جمعه 1390/07/29ساعت 2:59 AM  توسط امید  | 

جمله191

امواج دريا را بپذير حتي اگر تو را به قعر مي كشانند - آن ماهي آسود كه همواره روي آب مي بيني مرده است
+ نوشته شده در  جمعه 1390/07/15ساعت 4:27 AM  توسط امید  | 

جمله 190

بزرگ تهدیدی برای کوچک نیست - سریع تهدیدی است برای کند(آهسته)
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/31ساعت 9:55 AM  توسط امید  | 

جمله 189 - با تشکر از مدیر محترم وبلاگ http://comawhite.blogfa.com/

حقایقی جالب از زندگی

 

 

At least 5 people in this world love you so much they would die for you
حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند

At least 15 people in this world love you, in some way
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند

The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد

A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like you
یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود
حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند

Every night, SOMEONE thinks about you before he/ she goes to sleep
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کند

You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستی

Someone that you don't know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستی

When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود

When you think the world has turned it's back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، کمی فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای

Always tell someone how you feel about them
you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند احساس بهتری خواهی داشت

If you have great friends, take the time to let them know that they are great
وقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/03/26ساعت 10:44 AM  توسط امید  | 

جمله 188

وقتی تغییر دیگران غیرممکن است خودت تغییر کن
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/03/16ساعت 5:8 PM  توسط امید  | 

187جمله

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويندآدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند . آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند . آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند .آدم هاي كوچك بي دردند

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند . آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند . آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند . آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند . آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند .

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ داردآدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند . آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند . آدم هاي كوچك مسئله ندارند

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند . آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهندآدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/19ساعت 11:44 PM  توسط امید  | 

باز هم رسول یونان

یک شعر کوتاه

هی تاکسی!
نگه دار!
...
اگر راست می گویی
مرا به بهشت ببر!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/18ساعت 10:26 PM  توسط امید  | 

جمله 186

برای محبت هایی که عمیقند، ندیدن و نبودن  هرگز بهانهی  از یاد بردن نیست
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/18ساعت 9:52 PM  توسط امید  | 

شعر دیگری از رسول یونان

هواپیماها می‌گذرند

هرچه فریاد می‌کشیم

کسی نمی‌شنود

چاره‌ای جز شکار تو نداریم

ای خرگوش زیبا

ما را ببخش!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/12ساعت 10:17 PM  توسط امید  | 

عری از رسول یونان

وضعیت

پایم را روی مین گذاشته‌ام

تکان بخورم مرده‌ام

باید همین‌جا که هستم

بمانم تا آخر دنیا.

درست

وضعیت سرباز جنگی را دارم

کنار تو و زیبایی‌ات. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/12ساعت 9:37 PM  توسط امید  | 

جمله 186

دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی است  که دل می بندیم - دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/12ساعت 9:32 PM  توسط امید  | 

جمله 185

آینده از آن کسی است که می داند چگونه در انتظار بنشیند - ضرب المثل روسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/01/18ساعت 10:29 AM  توسط امید  | 

جمله 184

از مخالفان نهراسید .......   بادبادک با  باد مخالف بالا می رود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/01/10ساعت 5:16 PM  توسط امید  | 

جمله 183

در برابر تقدیر خداوند چون کودک یک ساله ای باش که وقتی او را به هوا پرت می کنی می خندد ....زیرا ایمان دارد او را خواهی گرفت .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/01/10ساعت 5:14 PM  توسط امید  | 

حتما بخوانید

 

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :


میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...


بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند :
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و  بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند

روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت
 
آیا می دانید این داستان از کیست ؟


ارنستو چه گوارا
__,_._,___

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/21ساعت 5:46 PM  توسط امید  | 

جمله 182

قسمتی از یک شعر شاعر دزفولی

به درخت بادام گفتند از خدا بگو....

شکوفه کرد !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/16ساعت 6:59 PM  توسط امید  | 

شعري از رسول يونان

پدرم در تابستان مرد
مرگ آبی بود
لیلا در پاییز مرد
مرگ زرد بود
یاشار در بهار مرد
مرگ سبز بود
و من اینك بدهكارم
به یك مرگ سپید


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/11/14ساعت 10:22 AM  توسط امید  | 

جمله 181


براي مجردها بايد ماليات سنگيني مقرر شود،چون اين انصاف نيست كه بعضيها
شادتر از بقيه زندگي كنند

اسكاروايلد

+ نوشته شده در  شنبه 1389/10/25ساعت 12:4 PM  توسط امید  | 

جمله 180

مارک تواین

هیچ وق سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد دهی چون این کار هم وق تو را تلف می کند و هم خوک را آزار می دهد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/23ساعت 11:1 AM  توسط امید  | 

تفاوت ترافیک در تهران و کالفرنیا

http://files.tabnak.com/pics/201011/201011091144013464.jpghttp://files.tabnak.com/pics/201011/201011091144363766.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/18ساعت 6:22 PM  توسط امید  | 

جمله179

از اینکه پسر دار شده بود افتخار می کرد و اعتقاد داشت این پسره که نام خاندانش را زنده نگه می دارد

سال ها بعد زمانی که در گذشت ، پسر بلافاصله نام خانوادگی اش را تغییر داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/12ساعت 5:28 PM  توسط امید  |