جملات زیبا

جملات زیبا

جمله235

دو درصد مردم فکر می کنند ...
سه درصد مردم فکر می کنند که فکر می کنند ...
نود و پنج درصد مردم هم ترجیح می دهند تلف شوند تا اینکه فکر کنند ...

((جرج برنارد شاو))
+ نوشته شده در  شنبه 1391/08/20ساعت 0:21 AM  توسط امید  | 

جمله234

برای یک زن بیست سال طول می کشد تا از پسرش مردی بسازد
اما یک زن دیگر ظرف بیست دقیقه او را خر می کند !

((هلن رولند))
+ نوشته شده در  شنبه 1391/08/20ساعت 0:19 AM  توسط امید  | 

بینش تصمیم گیری خوب

+ نوشته شده در  شنبه 1391/08/20ساعت 0:17 AM  توسط امید  | 

جمله233

امید آن حسی است که می‌گوید حسی که الان دارید دائمی نیست ((پائولو کوئلیو))
+ نوشته شده در  شنبه 1391/08/20ساعت 0:12 AM  توسط امید  | 

جمله232

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن

( ژان دو لا برویر )
+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/08/16ساعت 2:14 AM  توسط امید  | 

بهترین جمله ای که تا بحال خوانده ام

ترجیح می دهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مردم بفمم که نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مردم بفهمم که هست! "آبر کامو"
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/08/11ساعت 1:10 AM  توسط امید  | 

واقعن جالبه بخونید - دادزدن

استادی از شاگردانش پرسید:چرا ما وقتی عصبانی

 

هستیم داد میزنیم؟شاگرد فکری کردند و یکی از

انها گفت :چون در آن لحظه ارامش و خونسردیمان را از دست می دهیم .

استاد پرسید :این که ارامشمان را از دست می

 

دهیم درست است اما چرا با وجود یکه طرف

 

مقابلمان کنارمان قرار دارد داد میزنیم ؟

ایا نمی توان با صدای ملایم صحبت کرد ؟چرا

 

هنگامیکه خشمگین هستیم داد می زنیم ؟

شاگردان هر کدام جواب هایی دادند اما پاسخ های

هیچ کدام استاد را راضی نکرد .

سرانجام او چنین توضیح داد :هنگامی که دو نفر از

ذست یکدیگر عصبانی هستند قلبشان از یکدیگر فاصله میگیرد.

 

انها برای این که این فاصله را جبران کنند مجبورند

 

داد بزنند.هر چه میزان عصبانیت و خشمشان بیشتر

 

باشد این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان

بلندتر کنند


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/08/11ساعت 0:59 AM  توسط امید  | 

داستان فیلها

در سیرک پای فیلهای بزرگ بوسیله زنجیر باریکی بسته می شود فیلها به وسیله این زنجیرهای باریک مهار میشوند و هرگز آنهارا پاره نمی کنند چون از بدو تولد چند بار سعی کرده اند و موفق نشدند بنابراین تا بزرگسالی با همین عقیده رشد می کنند - حال آنکه با یک حرکت کوچک این زنجیرها پاره می شوند
+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/08/08ساعت 4:30 PM  توسط امید  | 

جمله231

با تمام زنان می‌توان خوابید اما با تعداد محدودی از آنها می‌توان بیدار ماند!
راسل
+ نوشته شده در  شنبه 1391/08/06ساعت 3:45 PM  توسط امید  | 

اعتراف

مردی برای اعتراف نزد کشیش رفت.

«پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم»

«مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم»
...

«اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد»...

«خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی»

«اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟»

«چی می خوای بپرسی پسرم؟»

«به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟»
+ نوشته شده در  شنبه 1391/08/06ساعت 2:14 PM  توسط امید  | 

جمله 236

نادان را از هر طرف بنویسی نادان است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/08/04ساعت 0:48 AM  توسط امید  | 

جمله235- یادی از حمزه حسنی

فرهاد که باشی همه چیز برایت شیرین است 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/03ساعت 3:49 PM  توسط امید  | 

جمله234

ناکامی یعنی تاخیر نه شکست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/03ساعت 11:50 AM  توسط امید  | 

جمله233

خوش بين باشيد اما خوش بين دير باور. (ساموئل اسمايلز)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/03ساعت 11:48 AM  توسط امید  | 

جمله232

آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود . اُرد بزرگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/03ساعت 11:45 AM  توسط امید  | 

جمله231

سه چیز خیلی سخت است: فولاد،الماس،خویشتن شناسی. (فرانكین)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/03ساعت 11:42 AM  توسط امید  | 

جمله230

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/03ساعت 11:40 AM  توسط امید  | 

حکایت جالب در تاکسی

دیروز توی تاکسی در اهواز خانمی گفت مردها همشون هم مجردی دارند هم متاهلی اما زنها فقط متاهلند از همون اولی که بدنیا میان
+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/08/02ساعت 9:48 PM  توسط امید  | 

جمله 230

ارتفاع دریا از تمام رودها کمتر است
+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/08/02ساعت 9:46 PM  توسط امید  | 

حکایتی زیبا از دکتر شریعتی...!!



دکتر شریعتی در قسمتی از خاطرات خود مینویسد: کلاس پنجم بودم که در کلاس ما فردی بود که من از او متنفر بودم به سه دلیل اول آنکه کچل بود دوم آنکه سیگار می کشید و از همه بدتر آنکه در آن سن و سال زن داشت. سالها بعد به طور اتفاقی او را در خیابان دیدم در حالی که کچل بودم ،سیگار می کشیدم و زن داشتم...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/08/01ساعت 0:30 AM  توسط امید  | 

آزمایش اجتماعی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/08/01ساعت 0:29 AM  توسط امید  | 

داستان عجیب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/08/01ساعت 0:15 AM  توسط امید  | 

جمله229

گاهی خدا برای حفاظت از شما کسی را از زندگیتان حذف می کند.

اصرار به برگشتنش نکنید .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/07/24ساعت 11:3 PM  توسط امید  | 

جمله228

به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند ، بی اعتنا باشید
آنها به همانجا تعلق دارند
یعنی دقیقا پشت سر شما .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/07/24ساعت 11:2 PM  توسط امید  | 

جمله227

خیلی از آدمها هستند که به شما میگویند :

“نمیتوانید”

کاری که باید انجام دهید این است که برگردید و بگویید :

“حالا تماشا کنید . . . ”

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/07/24ساعت 11:1 PM  توسط امید  | 

جمله226

عطرهای خوب شیشه هایشان هم  بوی خوب میدهد............... درست مثل جای خالی یک دوست

این جمله را مهندس مهرکی استاد عزیزم برایم اس ام اس کرد و خیلی متاثر شدم

+ نوشته شده در  جمعه 1391/07/21ساعت 8:8 PM  توسط امید  | 

جمله225

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمی کند................من از سکوت موریانه ها می ترسم

+ نوشته شده در  جمعه 1391/07/21ساعت 8:2 PM  توسط امید  | 

داستان موشها

در یک تحقیق چند موش را درون حوض آب رها کردند موشها بعد از ۱۶ دقیقه خفه شدند گروه دوم را در حوض رها کردند و بعد از ۱۶ دقیقه زنده از آب گرفتند و بعد از چند دقیقه مجددا در آب انداختند به طور شگفت انگیزی ۲۶ دقیقه زنده ماندند - علت: امید به آنکه دستی آنها را از آب خواهد گرفت آنها را زنده نگه داشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/19ساعت 9:26 AM  توسط امید  | 

دعا

بارالهی! ما حال نداریم به راه راست هدایت شویم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/07/18ساعت 9:21 AM  توسط امید  | 

تکه هایی از شعر بلند حرف هایی با عقاب خانگی همسایه

 


پاییز در راه است "کایابای"!
دوباره قصه‌ات
مردان کافه را دور هم جمع می‌کند

به شب‌ها درازا می‌بخشد
و ما باز باید هر صبح
پرهای تو را از روی میز جمع کنیم

کمی به فکر خودت باش!
این قدر در کنایه‌ها و استعاره‌ها آشیانه مکن
آسیب می‌بینی

همیشه گلوله از سرب نیست
گاه لبخندی‌ست آلوده به تحقیر

بی‌آنکه بفهمی
در خون خود غرق می‌شوی
پرواز کن برو
بگریز از این مه
بگریز از دهان مردم
بگریز از دایره‌ی ماه تلخی که بر پنجره‌ها تابیده است
!


دیروز قسمتی از آسمان بودی
امروز ذره‌ای از خاک
به سرنوشت آدم‌ها دچار شدی دوست من
!
کوچک شدی
به پهنه‌ی این تیرگی
مواظب باش گم نشوی
!
که تیرگی ادامه‌ی طبیعی آبی‌ها نیست
.

هی کایابای
عقاب خانگی همسایه
!
زندگی در اعماق عادت‌ها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مرده‌ای
فقط معنای مرگ را نمی‌دانی
!


از کتاب "مرده ای به کشتن ما می آید"
گزیده شعرهای رسول یونان به انتخاب احمد پوری
+ نوشته شده در  شنبه 1391/07/08ساعت 8:24 PM  توسط امید  | 

مطالب قدیمی‌تر
 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت